آیت الله جوادی آملی: اخلال در راهپیمایی ۲۲ بهمن حرام است .
دیدار کروبی و سفیر سابق انگلیس
تاریخ قضاوت خواهد کرد آن چه برای مردم قداست دارد تکه ای پارچه نیست . که گفته اند : شرف المکان بالمکین . چرا تقی زاده ها رسوای ابدی تاریخ شدند؟ به راستی می توان ادعا کرد در این برهه نیز هر دو دسته فهم درستی از اسلام دارند ؟ جوادی آملی مفسر بزرگ قرآن راه عمار را نشان داده است .
علی شریفی استاد ریاضی دانشکده مدیریت دانشگاه تهران به جرم ادای فریضه امر به معروف و نهی از منکر برکنار شد . این استاد بسیجی به طور خصوصی به یکی از شاگردان خود در خصوص رعایت حجاب اسلامی تذکر داده بود که در وهله نخست مورد استقبال این دانشجو قرار گرفت . به دنبال سوءاستفاده سیاسی برخی از گروه های آشوب طلب سطح این دانشگاه و تحریک دانشجوی مذکور ، اعتراضاتی جهت دار به اقدام دینی این استاد صورت گرفت . تا آن جا که در اظهارنظری طلبکارانه ، توجه این استاد به منکر بدحجابی ، به عنوان منکری بزرگ تلقی گردید! ظهور چنین اقدامات ننگینی در پایتخت حاکمیت اسلامی آن قدر شرم آور هست که هر نوع واکنشی را به دنبال داشته باشد . به ریاست محترم و متدین دانشگاه تهران جناب دکتر رهبر ، دوستانه تذکر داده می شود با بررسی این ماجرا برخورد جدی با مجموعه مدیریتی دانشکده مذکور را در اولویت برنامه های خود قرار دهد . این متن را به طور اتفاقی در یکی از وبلاگ ها پیدا کردم . به نظر من کار درستی نیست به خاطر انتقام از سرداری که حالا یک نامه اشتباهی به آقا فرستاده هر چه دلمان می خواهد نثارش کنیم ، حتی اگر واقعیت باشد . اصلاً مگر هر واقعیتی را باید گفت ؟! به رخ کشیدن اشتباه فاحش فرماندهی وقت در صدور فرمان عملیات کربلای چهار چه فایده ای دارد . حالا ده هزار نفر هم شهید شدند و تعدادی و جانباز و اسیر و مجروح ، پدر خانواده هایشان هم در آمد که چی ؟ درست است کربلای چهار لو رفته بود تا جایی که شاید برای اولین بار هواپیماهای دشمن در شب ، محل استقرار نیروهای ما را بمباران می کردند . اشتباه بود که بود ! مگر سردار در مناظره نگفت : انفجار مسجد زاهدان نشانه ضعف دولت است ؟ کشف ده ها بمب گذاری دیگر توسط نیروهای امنیتی سر جای خودش محفوظ .{ البته جمله دوم را من اضافه کردم } اشتباه ، گریزناپذیر است . بی خود که نگفته اند انسان جائزالخطاست . حالا این مقاله را بخوانید تا معلوم شود نویسنده محترم چه ناگفته های بی اهمیتی را بزرگ نمایی کرده است:
سردار رضایی! بلدی از 1 تا 10 هزار بشمری؟!
1 تا 10 هزار بیشتر یا کمتر!
این جاسوس را شناسایی کنید !
بعد از ترور شهیدان رجایی و باهنر ، یک فرضیه امنیتی مهم شکل گرفت . مسعود کشمیری ، عامل نفوذی سازمان منافقین بود ؛ سازمانی که به سر سرسپردگی به اجانب و سرویس های جاسوسی ابرقدرت ها مباهات می کند و همواره نقش ستون پنجم را در داخل کشور ایفا کرده است . تجربه ثابت کرده بود که شهادت تعدادی از مسئولان نظام ، نمی تواند خللی در روند انقلاب ایجاد نماید . پیش از آن نیز شهادت یارانی چون مطهری ، مفتح ، بهشتی و اعضای حزب جمهوری اسلامی و . . . نشان داده بود انقلاب ملت ایران ، متکی به اشخاص نیست . با این وصف ، عاقلانه تر این بود که با توجه به نفوذ چشمگیر مسعود کشمیری در دبیرخانه شورای امنیت ملی و دیگر سیستم های اطلاعاتی کشور مانند ارتش و نخست وزیری و کسب اعتماد ویژه مسئولان عالی نظام توسط وی ، دستگاه های جاسوسی ابرقدرت ها ترجیح بدهند به منظور اطلاع کامل از برنامه ها و واکنش های امنیتی جمهوری اسلامی ایران در شرایط بحرانی آن زمان که با جنگ و انواع کودتاها و فتنه ها و دسیسه ها ی طراحی شده شرق و غرب دست و پنجه نرم می کرد ، با حفظ این عنصر وابسته که از حاشیه امنی برخوردار بود ، توطئه های پیچیده خود را دقیق تر سامان دهی کنند . کارشناسان سرویس های اطلاعاتی سیا و موساد و . . . با تجربه تر از آن هستند که حاضر شوند مهره کلیدی شان به راحتی سوخته و از گردونه بازی خارج شود مگر آن که به عنصری دیگر که از موقعیت بهتر و حساس تری برخوردار است ، دل خوش باشند .
آوازه اش همه جا پیچیده بود ؛ فرماندهی که هم شجاعتش بر سر زبان ها بود هم ایمان و اعتقادش . به پایگاه چهارم شکاری مأمور شده بودم . ظهر شده بود . دوست داشتم از نزدیک ببینمش . سراغش را گرفتم . گفتند : در محوطه است . با تعجب گفتم : آن جا فقط یک نفر ایستاده که دارد اذان می گوید ! گفتند : پس معلوم شد تیمسار اردستانی را نمی شناسی ! تصویر زیر را از وبلاگ پلاک هشت کپی کرده ام . این عکس حکایتی طنز و کنایه آمیز از سیاستمدارانی است که با فاصله گرفتن از مردم و تکبر و اشرافی گری جایگاه متزلزل خود را در نزد افکار عمومی از دست داده و امروز به رغم تصدی در بخش هایی از سطوح مدیریتی جامعه ٬ از منظر ملت منفور و مطرود تلقی می شوند . والعاقبه للمتقین
در آستانه ایام اربعین حسینی و سوگواری های دهه آخر صفر ، به رغم درخواست مکرر مردم مناطق مختلف کشور ، دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم که متصدی اعزام مبلغین روحانی به سراسر کشور است از اعزام خیل عظیمی از طلاب جوان و علاقمند به ترویج حقایق مکتب اسلام خودداری نموده و تنها به اعزام معدودی از مبلغین اقدام می نماید . این در حالی است که همین بخش عظیم از طلاب در ماه مبارک رمضان و ایام محرم از سوی این مرکز اعزام می شوند ومعلوم نیست که بر فرض چنان چه بهانه دفتر تبلیغات کمی تجربه طلاب مذکور است چرا در آن ایام با مخالفتی مواجه نمی شوند ؟! متأسفانه معدود مبلغان دهه آخر صفر اغلب مناطق مرکزی کشور را پوشش می دهند و نقاط محروم و مرزنشین همچنان برای جولان مبلغین وهابی عرصه ای مناسب و هموار تلقی می گردد . گفتنی است دفتر تبلیغات اسلامی نهادی بودجه خور و مستقل از سازمان تبلیغات بوده و بر حسب ظاهر متعلق به حوزه علمیه می باشد . به رغم هزینه های گزاف در برخی همایش های غیرضروری و ساخت و سازهای اشرافی - تا جایی که جداره تؤالت این مرکز نیز از جنس mdf تدارک دیده شده – بی توجهی به وظایف اصلی این نهاد تبلیغی در فضایی که هجمه فرهنگی دشمنان اسلام کوچکترین فرصتی را به بهترین وجه ممکن ارج می نهد نشان از عدم درک صحیح نسبت به شرایط حساس جهان اسلام و غفلت کودکانه از تکالیف ذاتی مسئولان محترم این مجموعه می باشد .
به دنبال کشف انبار برنج و مهمات ! در مکانی متعلق به مسجد الهادی که تولیت آن را هادی غفاری برعهده داشته است ؛ بسیاری از تحلیل گران بی طرف بر این باورند که با توجه به ایام سوگواری دهه آخر صفر ، نامبرده قصد داشته اقدام به پخت و توزیع " ساچمه پلو " نماید .
چند روز پیش هنگام عبور از میدان بهمن به سمت بهشت زهرای تهران متوجه شدم شهرداری این کلان شهر در اقدامی ارزشی یک پل عابر در این مسیر را به یاد فرمانده دلیر مازندرانی شهید حاج حسین بصیر نامگذاری کرده است . حاج بصیر از فرماندهان خوش نام و پرآوازه ای است که حاکمیت بر قلب ها را در لشکر 25 کربلا به نمایش گذاشت . مهم ترین شاهکارهای حماسی این لشکر افتخارآفرین با نام این سردار جسور و دلاور گره خورده است . روح حماسی و ایمان جهادی حاج حسین بصیر آن قدر اعتلا داشت که پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ایران ، نبرد با ارتش سرخ شوروی را نیز در جبهه مبارزان افغان تجربه کرده بود . حاج حسین بصیر تنها متعلق به مازندرانی ها نیست . او محبوب دل همه بسیجیانی است که درس استقامت را از مکتب آزادگی اباعبدالله علیه السلام آموخته اند ؛ حتی اگر در شهرهای مرکزی استان لاله خیز مازندران نامی از او بر روی میادین و بلوارها به چشم نخورد ؛ حتی اگر سطح دغدغه مسئولین فرهنگی مرتبط با ایثار و شهادت آن قدر نازل باشد که تنها سایت متعلق به سرداران شهید استان که حاوی مطالب اندکی از زندگی مفاحر حماسی مازندران بود نیز قریب یک سال تعطیل شود و کسی در قبال مسئولیت ها پاسخ گو نباشد . حاشیه هایی از اربعین منتظری
مراسم چهلمین روز درگذشت حسینعلی منتظری روز جمعه در بیت او برگزار شد . با توجه به هنجار شکنی های مربوط به تشییع جنازه نامبرده و حساسیت هایی که به دنبال آن ایجاد گردید تصور می شد جمعیت قابل ملاحظه ای در ساعت مقرر گرد هم بیایند که چنین نشد . توجه شما را به برخی از حواشیه این مراسم جلب می کنم . 1. بر و بچه های حزب الله با استفاده از تجربه تشییع جنازه نامبرده ، پیش دستی نموده و در برخی از حسینیه ها ، منازل و کوچه های اطراف به حالت آماده باش حضور پیدا کرده بودند . 2. بر خلاف اطلاعیه هایی که روز قبل در سطح شهر مقدس قم توزیع شده بود مراسم به جای ساعت سه عصر عملا حدود ساعت دو و نیم آغاز شد و به جای ساعت پنج ، تا پنج و نیم به طول انجامید . 3. اطراف بیت مذکور جملات و تصاویری از آن مرحوم به شکل نمایشگاه در معرض بازدیدکنندگان قرار گرفته بود . برخی از جملات حاوی پیام های انقلابی ! و ضد استبدادی ! بود . 4. صانعی که فقط یک کوچه با منتظری فاصله داشت راس ساعت سه و پنج دقیقه وارد مجلس شد . گام های تند وی هنگام راه رفتن مورد توجه ناظران قرار گرفته بود . 5. به نقل از دوستان ، آیت الله امینی ، گرامی و صادقی تهرانی هم در مراسم حاضر بودند . 6. خادمین بیت تعدادی فرش را به سرعت داخل کوچه پهن کردند . پیرمردی از بیت بیرون آمده بود و با اعتراض به دوستان خادمش می گفت داخل که جا فراوان است ! دقایقی بعد خودش از حضار دعوت می کرد روی فرش های داخل کوچه بنشینند ! 7. بیرون بیت تعدادی صندلی چیده شده بود که عبدالله نوری نیز روی یکی از آنها نشسته بود . من کسی را ندیدم با او سلام و علیکی کرده باشد . غلامحسین کرباسچی نیز اواخر مراسم از راه رسید . 8. برخی از روحانیون با هیچ تعارفی حاضر نبودند وارد بیت شوند و همان بیرون جا خوش کردند . 9. روی پارچه نوشته ها از منتظری با عنوان علامه ! یاد شده بود . در عرف حوزه علامه به کسی گفته می شود که لااقل در چند علم تبحر داشته باشد . 10. ابتدای مراسم مجری برنامه پیام احمد منتظری و تأکید وی برای حفظ مراسم و پرهیز از شعارهای ساختار شکنانه را قرائت کرد . جالب آن که بلافاصله بخشی از سخنرانی آن مرحوم از بلندگوها پخش شد که اعتراف در زندان را باطل شمرده و . . . 11. جماعت آدامس خور ! هم از راه رسیدند اما تعدادشان آن قدری نبود که شهامت عرض اندام داشته باشند . 12. سخنران شیخی بود گویا به نام ادیب . او با ظرافت و مرموزانه هر آن چه که بایسته یک میتینگ سیاسی است را بر زبان آورد . وی در مقاطع مختلف منتظری را با امام حسین علیه السلام قیاس می نمود . 13. سخنران تحت لفافه اشاره ای به سخنان شب گذشته حجت الاسلام رسایی در سیما داشت و سعی نمود با جوان خواندن وی سوابق منتظری در زمان شاه را یاداور شود . 14. به رغم پخش سخنان منتظری در توصیه به پرهیز از تملق بزرگان ، سخنران مذکور وی را با القاب و صفاتی یاد می نمود که گاه برای ائمه اطهار به کار می رود . 15. سخنران مدعی شد منتظری پهلوانی بود که برای نخستین بار مباحث فقه حکومتی را طرح کرده است . جالب آن که مباحث ولایت فقیه حضرت امام مربوط به سال های تبعید در نجف است و کتاب منتظری سال ها پس از آن منتشر گردید .( اگر مباحث مرحوم کاشف الغطا را در نظر نگیریم .) 16. برگزار کنندگان مراسم سعی داشتند در پوسترها و سخنان و ... منتظری را مورد تایید حضرت امام قرار دهند و به پیر جماران نیز اظهار ارادت کنند . این در حالی است که هیچ اشاره ای به ایام الله دهه فجر و گرامیداشت آن نشد و سخنران چنان با سرعت از خمینی کبیر یاد می نمود که کسی با شنیدن نام ایشان مجال ذکر صلوات پیدا نکند . 17. تعدادی از حضار در اواخر سخنرانی با شنیدن نام امام خمینی با صدای بلند صلوات فرستادند . این صلوات باعث شد بانیان مجلس برای لحظاتی از جا بلند شده و با دستپاچگی اطراف را زیر نظر بگیرند . در همین لحظه عبدالله نوری نیز ناپدید شد . 18. سخنران در آخرین جملات خود ضمن تأکید بر حفظ آرامش با کنایه مدعی شد که احترام به حقوق آنها باعث ایجاد آرامش گردیده است . البته کسانی که در تشییع جنازه منتظری حضور داشتند خوب به یاد دارند که چه کسانی با آزادی کامل شعارهای منافقانه سر داده و روح و روان آن مرحوم را به لجن کشیدند . 19. از موسوی و کروبی و خاتمی خبری نبود . همشهری عزیز، مذهبی و ملی گرای ما جناب دکتر شهابی در روز تشییع منتظری به شهادت خود نقل کرده بود که ورود موسوی به بیت نامبرده چه واکنش تندی را از سوی دختر منتظری به دنبال داشته است . ۲۰. بلافاصله پس از اتمام مراسم حضور درخشان جوانان حزب الله با تصاویری از حضرت امام و مقام معظم رهبری باعث پراکندگی حاضرین در مجلس گردید . 2۱. برادران عزیز اطلاعات نیروی انتظامی که چند هفته پیش در جریان بازداشت غیر قانونی یکی از طلاب بسیجی به خوبی ما را شناسایی کرده بودند دوربین های عکاسی و فیلمبرداری خود را پیاپی به طرف ما نشانه می گرفتند . به یکی از آنها گوشزد کردم بیت المال را هدر نداده ودر صورت نیاز حاضرم آلبوم عکس های مجردی خود را دو دستی تقدیم نمایم !!
بهداد و دادستان !
محمد جعفر بهداد آزاده ای جوان و پر نشاط است . خاطراتی که از وی در دوران اسارت تعریف می کنند حکایت از شّر و شور بودن زائد الوصف وی دارد تا آن جا که زندانبانان عراقی از دست وی به شدت کلافه شده و او را بارها مورد شکنجه قرار داده اند اما نکته این جاست که جعفر هر بار به جای آه و ناله لبخند زده و از شکنجه گران خود تشکر می کرده است !! این روش او زندانبانان عراقی را بیش از پیش پریشان می ساخت . بعد از آزادی ، حضورش حال و هوای بچه های مسجد را نشاط می بخشید . حرف های جدی اش را گاه در قالب شوخی به صراحت بیان می کرد . من البته دو سه سال بعد از آزادی اش در مراسم سالگرد امام در تهران با او آشنا شدم . آن موقع پانزده شانزده سال بیشتر نداشتم . جعفر در هر جمعی که قرار می گرفت مانند بمب ! عمل می کرد . در کیهان هم چند باری به او سر زدم . آن جا هم سر به سر همه می گذاشت به خصوص مازیار بیژنی که همشهری آرام و خونسرد هر دوی ما محسوب می شد . " آقای برادر "! تکیه کلام شیرینش بود برای آغاز مزاح با کسانی که تا آن وقت اصلا ندیده بودشان . بگذریم . جعفر آقا این روزها باید خودش را دوباره برای زندان آماده کند . او در آخرین روزهای مدیریت خبرگزاری ایرنا خطوط قرمز اسلام و انقلاب ! را در نوردید و در اقدامی ناموجه و خلاف شرع ! سخنان هاشمی در مشهد را نمک ناشناسی در حق نظام دانست . غافل از آن که دادستان عدالت گستر تهران نخواهد گذاشت به اندازه بال مگس ! حقی از کسی ضایع شود . توهین نابخشودنی به شخصیتی تاریخی ، ماندگار و زورمدار مانند اکبر هاشمی خدای ناکرده وهن به نظام و رهبری نیست که قابل اغماض باشد ! فرزندان تاجر ورشکسته و هادی غفاری و نشریات و سایت های وابسته و ... ممکن است از حق کاپیتولاسیون مزخرف قضایی برخوردار باشند اما محاکمه جعفر بهداد و فاطمه رجبی و بچه های رجا و نشریه همت – که حتی دو چاپخانه بی خبر از همه جا نیز به خاطر آن در واکنشی سریع پلمپ شد – خواهد فهماند که بد ترین اهانت های تاریخ سیاسی یک کشور که در طول بیش از چهارسال به منتخب ملت نثار شد در قاموس عدالت ویرانه قضایی محلی از اعراب نداشته و همه باد وبید های دادستان محترم و بی طرف ! بهانه ای است برای تشدید پوزخند و تمسخری که از عملکرد قوه مذکور در افکار عمومی رواج پیدا کرده است . دادستان اگر مرد است که لابد هست جیگر داشته باشد و اوباش موجه سیاسی را که با وهن به قانون اساسی و نظام اسلامی و تهمت دروغ و تقلب ، امنیت را از جامعه ربودند برای احوال پرسی !هم که شده به دادگاه فرا بخواند . پیش از این نیز به مسئولین دستگاه عدلیه تذکر داده شده بود که عدم انجام صحیح وظایف قانونی در فرهنگ اسلام خود به خود باعث عزل مسئول خاطی بوده و جایگاه مدیریتی وی غصبی به حساب آمده و حقوق و درآمدهایش حرام خواهد بود . باید مراقب باشیم که به عنوان مجری قانون مرتکب فرار از قانون نشویم .
خون بسیجی ها گوارایتان!!
"كشتن بسيجي ها افتخاري است كه اگر هدايت هوشمندانه اصلاح طلبان در اين ماجرا نبود هرگز در تاريخ پرافتخار مبارزه عليه استبداد(!) ثبت نمي شد! مهم نبود كه رژيم تقلب كرده است يا نه. مهم اين بود كه دوستان اصلاح طلب ما همان كاري را كردند كه بايد مي كردند؛ مبارزه مدني و خروج از دايره نظام..." سرکرده گروهک کومله که به مناسبت سالگرد تاسيس جمهوری (تاسيس نشده!) کردستان در شبکه ماهواره ای " روژهه لات " سخن می گفت، با اشاره به جملات فوق اغتشاشات پس از انتخابات دهم را بی نظيرخواند و به خاطر رشادت هاي (!) سبزها از آنها تجليل كرد. " عبدالله معتدی " با بيان اين مطلب كه نفوذ ضدانقلاب به درون مرزهاي سياسي-حكومتي رژيم (نظام اسلامي) طي دو دهه و به آرامي انجام گرفته افزود: جمهوری اسلامی درعمر30 ساله خود با اين نوع مبارزه روبه رو نشده بود. اين تروريست سابقه دار كه تاكنون در چندين عمليات جنايت بار عليه ملت ايران اقدام كرده، همگام با كاخ سفيد و عوامل داخلي آن ادعا کرد: مبارزات فرزندان سبز موسوي درچند ماه گذشته برای سازمانهای حقوق بشر و کشورهای دموکراتيك و حتی خود آمريکا تاثير بسزايی داشته است. وی حمايت همه جانبه از تروريست هاي سبز را يكي از برنامه هاي اين حزب اعلام كرد.
باوری غلط در بین بسیاری از مردم جا افتاده که پندار تحریف شده ای از یک حکم متقن شرعی است . بسیاری تصور می کنند از نظر شرع ، پزشک محرم است . این نا آگاهی که گاه رنگ و بوی بی مبالاتی به خود می گیرد تا بدان جا راه یافته که در سریال های تلویزیونی بی هیچ قیدی در متن دیالوگ ها جای گرفته و بارها در گزارشات خبری سیما امور سطحی مانند پانسمان و تزریقات نیز بدون رعایت حریم مورد نظر فقه به تصویر کشانده می شود . این مسأله را شنیده اید که برای نجات کسی که در حال غرق شدن است هیچ ملاحظه و منعی در شرع وجود نداشته و هر فردی که توان دارد فارغ از نوع جنسیت طرفین باید برای نجات غریق اقدام کند . به عبارت دیگر یعنی ناجی و غریق در تماس جسمی به منظور نجات از مهلکه با یکدیگر محرم هستند . این مسأله یک حکم شرعی و ضرورتی عقلی محسوب می شود . در موضوع پزشکی و درمان نیز همین نکته وجود دارد یعنی اصل اضطرار . بنابراین تا وقتی که پزشک ( چه برسد به آمپول زن ! ) همجنس قابل دسترسی است نیازی برای مراجعه به پزشک نامحرم وجود ندارد مگر در شرایط خاص که اضطرار ( مانند ضیق وقت منجر به آسیب و یا عدم دسترسی به پزشک همجنس ) حرمت شرعی را برداشته و درمان در محدوه بیماری را جائز می نماید .
جنگ نرم در تداوم نهضت عاشورا ، رزمنده می طلبد
...عبرت از قافله عاشورا به مومنین طریقت حق فهماند که پیش از خروش سپاه توابین و قیام مختار و ابراهیم بن مالک و زید و . . . باید خط مقدمی بود و خود را به خیل یاران شهادت طلب فرزند رسول الله (ص) رساند .این گونه دیگر عاشورایی رقم نخواهد خورد و حسین بن علی ها به مسلخ نخواهند رفت .... ادامه مطلب
تقدیم به : رزمنده هایی که از ریا می ترسند !!
فعالیت های فرهنگی علاوه بر تأثیر معنوی و ثواب اخروی ، در تقویت روحیه اسرا نقش بسزایی داشت . کاغذهای درونی سیگار و نیز لایه های رویی کارتن ها را جدا می کردیم و با خودکارهایی که فقط یک بار از سوی صلیب سرخ دریافت کرده بودیم ، ادعیه مختلف از جمله زیارت عاشورا ، آیات قرآن مجید ، احادیث ویژه ای با مضامین جهاد ، شهادت ، صبر ، ظفر و هم چنین پیام های حضرت امام (ره) را روی آنها می نوشتیم . تهیه کاغذ و خودکار یک دردسر بود و دردسر دیگر ، حفظ و نگهداری آن کاغذ ها بود . کافی بود عراقی ها یکی از نوشته ها را دست کسی پیدا کنند ، آن وقت بود که آن اسیر باید خود را برای رفتن تا پای شهادت آماده می کرد . شبانه و از زیر پتو کاغذها را رد و بدل می کردیم تا همه بتوانند به نوبت از محتوای آنها بهره مند شوند . در جریان زیارت عتبات عالیات روی بعضی از کاغذها پیام هایی درباره ماهیت و جنایات رژیم بعث نوشته و به دور از نگاه نگهبانان عراقی سر راه مردمی قرار می دادیم که برای تماشای ما به صف ایستاده بودند . برخی از آنها نیز مخفیانه دستی برایمان تکان می دادند . در آن سفر توانستیم بخشی از یادداشت ها را به ضریح مولایمان متبرک کنیم .هنگام آزادی به رغم تفتیش با دقت و کنترل شدید سربازان بعثی ، توانستیم بسیاری از کاغذ های متبرک را زیر پیراهن خود جاسازی کرده و با اتکا به خداوند و ذکر آیه وجعلنا و آیت الکرسی و لطف الهی آنها را به عنوان یادگار و سوغاتی بی بدیل که شاهد خاموش شب های نیایش اسرا بود ، به میهن برسانیم . سال 71 به همراه چند نفر از دوستان آزاده خدمت مقام معظم رهبری رسیدیم . در آن دیدار نوشته ها و چند یادگاری دیگر مثل تسبیح هایی که از سنگ و لوله خودکار درست شده بودند و پارچه هایی که برخی آیات با نخ ، روی آنها گلدوزی شده بود را به محضر ایشان ارائه نمودیم . با توجه به محدودیت زمان ملاقات ، انتظار این بود که معظم له نگاهی گذرا به آن مجموعه بیندازند اما برخلاف زعم ما ایشان مدت ها سر پا ایستادند و با حوصله از کیفیت ساخت ، نگهداری و تأثیر آن یادگاری ها موشکافانه سوال نمودند . وقتی از حالت اسیری گفتم که پس از تحمل ساعت ها شکنجه و شلاق دژخیمان بعث با بدنی سیاه شده و نیمه جان با دیدن ادعیه و آیات الهی ، جانی دوباره می گرفت ، ایشان به وجد آمده و با شوق ، خلاقیت مومنانه آزادگان را می ستودند . معظم له دفتر خاطرات مرا نیز ورق زده و مطالعه ای گذرا نمودند ، سپس از من پرسیدند " آیا برای انتشار این خاطرات اقدامی کرده اید ؟ " بنده مانند بسیاری از رزمندگان دفاع مقدس عرض کردم که این نوشته ها تحفه ارزشمندی در مقابل ایثار بی مثال شهیدان نیست و ممکن است ثواب ناچیز ما را نیز زائل کند . ایشان اما با رد این طرز تفکر فرمودند : " تکلیف است که نسبت به انتقال حماسه ها و پایمردی های اسرای سرافراز همت کنیم تا مردم و نسل جوان بدانند آزادگان ما در چه شرایطی ایمان و شهامت خویش را حفظ نمودند . " پس از آن دیدار سعی کردم ترویج فرهنگ والای شهیدان و آزادگان را وجهه همت خویش سازم ، چه این که آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند . آزادگان و رزمندگان سلحشور باید با تأسی به فرمایش مقام معظم رهبری رسالت زینبی خویش را نیز به درستی انجام دهند تا انشالله با گسترش فرهنگ جهاد و شهادت ، زمینه ظهور موعود منتظر هرچه زودتر فراهم آید . حجت الاسلام حسین شاکری فر – اردوگاه 9
حجت الاسلام حاج علی اکبری ریاست پیشین سازمان ملی جوانان به فرانکفورت می رود تا چند سالی را به فعالیت های فرهنگی در آن منطقه بپردازد . متاسفانه سازمان ملی جوانان در هیچ دوره مدیریتی نتوانسته راهکار عملی خاصی برای حل مشکلات جوانان ارائه بدهد و عملا به دستگاهی خنثی تبدیل گردیده که تأثیر قابل توجهی در امور مربوط به این قشر نداشته است . توجه صرف به فعالیت های مطالعاتی ، این نهاد را به یک پژوهشگاه مبدل ساخته است . سال گذشته بود که حجت الاسلام قرائتی در سخنانی به نقد صریح عملکرد مسئولان در رابطه با مسئله ازدواج و ضرورت های انکار ناپذیر آن پرداخت که بسیاری از صاحب نظران این سخنان را خطاب به روسای سازمان ملی جوانان تلقی نمودند . حجت الاسلام علی اکبری که از سوی برخی منتقدان به شیخ خندان ملقب شده است البته روحانی جوان و دانشمندی خوش ذوق و فرهیخته است که در امور تبلیغی همواره موفق عمل کرده و در دل مخاطبان جوان خود جا باز نموده است . برای ایشان آرزوی سلامت و توفیق دارم . گفتنی است وی نمایندگی ولی فقیه در اتحادیه انجمن های اسلامی دبیرستان ها را نیز بر عهده داشته که همینک حجت الاسلام آقایی جایگزین ایشان شده است .
حاتمی کیا کارگردانی بزرگ و دوست داشتنی است اگر چه برخی آثار وی مانند ارتفاع پست و به نام پدر را نمی پسندم . به نظر من حاتمی کیا در موج مرده و دو فیلم مذکور سعی داشته بازخوردهای فیلم آژانس شیشه ای در محافل شبه روشنفکری را جبران نماید و با هر دست و پازدنی است اثبات کند که والله و بالله من آن طوری هم که شما فکر می کنید نیستم و ... به نام پدر فیلمی ضد جنگی است و تناسب آن با جوامعی که سابقه تهاجمی نداشته اما همیشه در معرض حملات نظامی بوده و نیازمند به روحیه تدافعی هستند محل اشکال است . در این فیلم دختری جوان توسط یک مین جنگی آسیب می بیند مینی که پدرش در جنگ ، با دست خود زیر زمین کاشته و . . . بگذریم از اراجیفی که پسرک نورس و عاشق پیشه به جنگ و گاه ارزش های آن دوران نثار می کند . به نام پدر چند سال پیش در ایران به نمایش درآمد و نقدهایی را به دنبال داشت . هر چند که حرمت و شخصیت این کارگردان نامی ، عیب های محتوایی اثر را با اغماض مواجه ساخت . این روزها ناشی گری رایزنی فرهنگی ایران در بیروت و پخش این فیلم در یکی از جشنواره های هنری لبنان ، عکس العمل های شدید مردم این کشور مظلوم و جنگ زده را به دنبال داشته است . حاتمی کیا و مسئولان فرهنگی کشور لابد باید فهمیده باشند که هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد . امروز خبری در بین طلاب قم پیچید که هر چند تا کنون شایعه ای بیش نبوده اما برای ساعاتی ، موجی از شادی و سرور را دامن زد. شایعه عزل سید ابوالحسن نواب از مدیریت مرکز خدمات حوزه های علمیه در حالی دهان به دهان منتقل می شد که در باور طلاب تغییر ریاست این مجموعه به امری محال تبدیل شده بود . بسیاری از طلاب از حضور اندک وی در محیط کار ، ضعف مدیریت و برخوردهای تحقیر کننده برخی نیروهای مرکز فوق با طلاب و روحانیون بارها گله و شکوه نموده اند که متاسفانه هیچ یک از نهادهای بازرسی به روی مبارک خود نیاورده و یا احیانا شأن لازم برای برخورد با ضعف های این مجموعه را دارا نبوده اند . انشالله با فرج آقا مشکلات برطرف خواهد شد .
امروز در سنندج چه گذشت؟!
وبلاگ ها و سایت های متعلق به جریان های جدایی طلب کرد ، یکی و دوتا نیستند . الی ماشالله زبان می ریزند و قربان صدقه مردم نجیب کرد می روند . دلسوزی ها و مرثیه خوانی های آنان برای کرد زبانان کشورمان تمامی ندارد . جالب آن که این سایت ها فراتر از آزادی کردستان به فکر نجات مردم ایران نیز بوده اند و در جریان فتنه های اخیر ، سنگ تمام گذاشته اند . امروز 28 دی ماه است . سال 1365 در چنین روزی بر اثر بمباران 18 نقطه از مناطق مسکونی شهرستان دلاورخیز سنندج توسط پنج فروند هواپیمای رژیم بعث عراق تنها در عرض 6 دقیقه 220 نفر از کودکان ، زنان و مردان بی گناه و غیر نظامی این شهر به شهادت رسیدند و ده ها نفر مجروح گردیدند . شش نفر از اعضای یک خانواده در کنار هم به خاک و خون غلطیدند . شهید بیژن گرامی خودش را برای حضور در اردوی تیم ملی جوانان آماده می کرد که به همراه هم سن و سالانش در حین تمرین به شهادت رسید و جنازه اش به سختی مورد شناسایی قرار گرفت . صداقت مدعیان حقوق اکراد را امروز محک بزنید . اگر زندانی شدن یک بمب گذار کرد ، ظلم به مردم کردستان است پس کشتار ده ها نفر از مردم عادی این خطه توسط ایادی آمریکا را باید چه نام نهاد ؟ شما بگردید آیا وبلاگی را از جماعت سینه چاک کرد پیدا می کنید که خون جوانانی امثال بیژن گرامی برایش اهمیتی داشته باشد ؟
مدتی است بعضی از دوستان چمنی که با گذشت زمان و دست یافتن به فرصتی برای تأمل ، از شعارهای غلط و ساختارشکنانه همپالکی های خود دچار عذاب وجدان شده اند سعی در توجیه و تلطیف محتوای این شعارها می نمایند . به طور مثال گفته اند منظور از شعار جمهوری ایرانی ، در اولویت بودن مسائل مربوط به ایران است نه آن که خدای ناکرده کسی درصدد حذف اسلام باشد . گذشته از این که چرا افراد مذکور بعد از گذشت چند ماه منظور خودشان را متوجه شده اند اما با توجه به اصول برائت و صحت و مخالفت دین با سوء ظن ، سخن برادران دیروز خود را خوش بینانه می پذیریم . بنابراین می توان مضامین دیگر شعارها و رفتارهای ناهنجار آنان را این گونه توجیه نمود : 1- شعار نه غزه نه لبنان ؛ منظور هم غزه هم لبنان بوده است . این جماعت قصد داشتند بدین وسیله اولویت داشتن مسائل داخلی را یاداور شوند . 2- شعار مرگ بر بسیجی ؛ منظور سازمان بسیج اقتصادی است که کوپن ها را دیر به دیر اعلام می کند . 3- شعار برعلیه اصل ولایت فقیه ؛ به معنای اولویت داشتن مسائل مربوط به ریاست جمهوری است . 4- آتش زدن تصویر امام راحل ؛ یعنی پیمودن راه امام و احترام به افکار ایشان اهمیت بیشتری دارد . 5- کور کردن چشم یک سرباز ؛ هدف تأکید بر اهمیت مقوله بصیرت بوده است . 6- برهنه کردن یک بسیجی ؛ مقصود تبرک جستن از البسه فرد مورد نظر بوده است . 7- آتش کشیدن خیمه ها و پارچه های عزاداری و هلهله در عاشورا ؛ منظور تاکید بر تداوم راه کربلاست . و . . . . شاید یاد افعال معکوس اهالی برره افتاده باشید اما اصلا این طور نیست . بیخود نیست کسی که همجوار با روشنفکرترین زن ایران است حرف دل اوباش عزیز را به راحتی فهمیده و در راستای تفاسیر فوق ، آنان را مردمی خدا جو لقب داده است .
این روزها که یمن کربلاست و آل سعود صهیونیستی همچنان نیاز به نصیحت ! دارد به جاست یادی از پیام تاریخی آقا روح الله در جریان پذیرش جام زهرنامه داشته باشیم: مگر مسلمانان جهان فاجعه قتل عام صدها عالم و هزاران زن و مرد فرقه های مسلمین را در طول حیات ننگین آل سعود و نیز جنایت قتلعام زائران خانه خدا را فراموش می كنند? مگر مسلمانان نمی بینند كه امروز مراكز وهابیت در جهان به كانونهای فتنه و جاسوسی مبدل شده اند، كه از یك طرف اسلام اشرافیت، اسلام ابوسفیان، اسلام ملاهای كثیف درباری، اسلام مقدس نماهای بیشعور حوزه های علمی و دانشگاهی، اسلام ذلت و نكبت، اسلام پول و زور، اسلام فریب و سازش و اسارت، اسلام حاكمیت سرمایه و سرمایه داران بر مظلومین و پابرهنه ها، و در یك كلمه اسلام امریكایی را ترویج می كنند، و از طرف دیگر، سر بر آستان سرور خویش، امریكای جهانخوار، می گذارند. مسلمانان نمی دانند این درد را به كجا ببرند كه آل سعود و خادم الحرمین به اسرائیل اطمینان می دهد كه ما اسلحه خودمان را علیه شما به كار نمی بریم!... ...ما درصدد خشكانیدن ریشه های فاسد صهیونیزم، سرمایه داری و كمونیزم در جهان هستیم. ما تصمیم گرفته ایم، به لطف و عنایت خداوند بزرگ، نظامهایی را كه بر این سه پایه استوار گردیده اند نابود كنیم، و نظام اسلام رسول اللّه- صلی اللّه علیه و آله و سلم - را در جهان استكبار ترویج نماییم. و دیر یا زود ملتهای دربند شاهد آن خواهند بود. ما با تمام وجود از گسترش باجخواهی و مصونیت كارگزاران امریكایی ، حتی اگر با مبارزه قهرآمیز هم شده باشد، جلوگیری می كنیم.
برخی شایعات حاکی از آن است که حجت الاسلام محمدی ری شهری به زودی تولیت آستان مقدسه حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها را بر عهده خواهد گرفت . انتظار می رود در صورت صحت این خبر با توجه به احاطه جامع ایشان بر مسائل مهم و ضرورت های جهان اسلام ، فرصت هایی که به دلیل سوء مدیریت و عدم شناخت و دغدغه کافی متولیان فعلی به هدر رفته با رویکردی فرهنگی و کارکردی آسیب شناسانه جبران شود . متاسفانه به رغم فعالیت های چشمگیر وهابیون و دشمنان اهل بیت در مکان های زیارتی همچون مکه ، مدینه ، سامرا و ... در هجمه گسترده به باورهای عمیق تشیع و هشدار های پیاپی فعالان امور تبلیغی دین ، بودجه های هنگفت آستان های مقدس امام هشتم و حضرت معصومه سلام الله علیهما در مسیرهای غیر فرهنگی صرف می شود و بسیاری از زائران شیدایی که گاه با مشقت هایی فراوان خود و خانواده شان را به اماکن مقدس می رسانند بدون بر گرفتن کمترین توشه معرفتی به دیار خود باز می گردند . گفتنی است در اواخر دوران ریاست آیت الله یزدی بر قوه قضائیه شایعاتی مبنی بر انتصاب حجت الاسلام ری شهری به جای ایشان بر سر زبان ها افتاده بود که تا کنون تحقق نیافته است . حضرت آیت الله محمدی از علمای به نام استان مازندران است که حکم اجتهاد خود را از مرحوم آیت الله خویی دریافت نموده است . این فقیه والامقام و عارف وارسته که تولیت مدرسه علمیه بابل را برعهده دارد و به طور معمول در مسائل اجتماعی دخالت نمی کند چند سال پیش ، فارغ از هر نوع گرایش سیاسی ، نامه ای را به آقای صانعی نوشت و او را با توجه به ادله ضعیف و غیر علمی در مسائل فقهی از صدور فتوا برحذر داشته و وعده آتش جهنم که به نص روایات متعدد ، شامل اجتهادهای خودسرانه و فاقد مبناست را به وی یاداوری نمود . به دنبال رد صلاحیت نامبرده در مرجعیت شیعه توسط مدرسان سطوح عالی حوزه علمیه قم ، آیت الله محمدی نیز نظر خود را این گونه اعلام داشت : اقدام بر رد صلاحیت صانعی ، مبارزه با بدعت است ...
قسم می خورم متن زیر را من ننوشته ام !! باید مراقب مرجع تراشی بیگانگان و ایادی استکبار بود. کسانی که تا دیروز با امام دشمنی می کردند فکر کرده اند می توانند بیایند در این حوزه و قدرتی پیدا کنند و قداست ها و ارزش های امام را از بین ببرند. کور خوانده اند. مگر از روی جنازه نسل جوان حوزه بگذرند. مگر بنده و امثال بنده در این حوزه بمیریم. هر کسی هم که به آنها کمک کند بد کرده است. هر عالمی که به آنها کمک کند اگر آگاهانه است از عدالت بیرون رفته است و مثل خود گناهکار است مگر دشمنی با امام ساده است؟ دشمنی با امام یعنی دشمنی با اجرای احکام اسلام و لگد کردن خون شهدا... ارزش عالم و فقیه به عمل و ربانی بودنش است نه چیز دیگر. چند تا اصطلاح یاد گرفتن و حفظ کردن که کاری ندارد. مردم اگر دست یک روحانی را می بوسند به خاطر این اصطلاحات نیست... امروز با کلیات گفتم ولی فردا با جزئیات خواهم گفت. اگر دست از فعالیت های گذشته خود برنداشتند و طلاب راه افتادند، گلایه نکنند ... ما نیازی نداریم که بی بی سی برایمان مرجع پیدا کند ما مرجعی می خواهیم مثل حضرت امام (ره) که با یک فتوا استکبار را بیچاره کرد... به گزارش کیهان، تعابیر بالا، اظهارات آقای صانعی در سال 1372 است. درج کننده خبر مذکور نیز روزنامه جمهوری اسلامی است که در لید خبر خود(شماره 4219 - 30 آذر 1372) آورده است «آیت الله صانعی در پایان درس خارج فقه طی سخنانی به حوزه های علمیه هشدار داد مواظب باشند بی بی سی برای آنها مرجع معرفی نکند». در تایید مطلب زیر پیام های خصوصی قابل توجهی برایم آمده است . مطلع شدم دوستی خوش ذوق نیز مطلبی زیبا و خواندنی در این باره نوشته که مطالعه آن خالی از لطف نیست .
وبلاگ فرزند کاوه آهنگر :
+ نوشته شده در سه شنبه 1388/10/22ساعت 7:28 قبل از ظهر  توسط سیدحمید مشتاقی نیا
اخیرا وبلاگ جالبی را دیده ام با عنوان بابلی ها . این وبلاگ متاسفانه بدون نام نویسنده ، اداره شده و مجالی برای اظهار نظر خوانندگان باقی نگذاشته است . یکی از ضعف های محتوایی این وبلاگ پرداختن به پهلوان پنبه هایی است که ضرورتی برای تقابل با آنها وجود ندارد . صرف دغدغه نمی تواند عاملی برای هر نوع واکنش محسوب شود . این عبارت را بسیار خوش بینانه نوشتم چه این که از منظر من و برخی دوستان، رویکرد این وبلاگ ، خنثی و کمی تا قسمتی مشکوک به نظر می رسد . کیست که نداند مردم بابل سال هاست از وجود برخی باند های قدرت طلب و سرمایه سالار رنج می برند که امثال محسن ن پادوهایی برای آن جریان به حساب می آیند ؛ جریانی پلید که در همه جناح ها رخنه کرده و همه چیز را برای منافع خود طلب می کند . دوستی مطلع را می شناسم که در دوره انتخابات نهم ریاست جمهوری برای خودش نظر خاصی داشت ؛ اما وقتی شکستن شاخ غولی ارباب منش را دید که سیطره نفوذ خود را سال های سال در نهادهای سیاسی و امنیتی استان رخنه داده بود امروز خودش را فدایی احمدی نژاد می داند . بگذریم . اما درباره دوستان هیئت محبان الحسین علیه السلام . به رغم اختلاف نظرهای چالشی با بخشی از بدنه تأثیر گذار جمع مذکور لازم است بگویم افراد منتسب به جریانات ارزشی ، حرکت خود را باید بر طبق مبانی اخلاقی دین تنظیم کنند تا مبادا مانند ادعای مضحک دشمنان انقلاب مبنی بر بروز تقلب در انتخابات ، مرتکب رفتاری نسنجیده و گفتاری بی سند شوند . گردانندگان وبلاگ مذکور باید پاسخ دهند چه شبنامه ای را دیده اند و چگونه خط ارتباطی بین حسن حقیقیان و محمد آرام نژاد پیدا کرد ه اند؟ برای من ثابت شده که بسیاری از دوستان هیئت مذکور ، تفکری مستقل داشته و جواد اکبرین را عنصری خودفروخته و مهره ای سوخته می دانند که دعوی دین پژوهی اش در سطح پوشال مسلکانی همچون حضرت علامه کروبی (متخصص ادبیات عرب!) و ... اعتبار دارد . کسی که به خاطر ناتوانی در امتحان شفاهی فقه (لمعتین) از حوزه اخراج گردید و امروز بدون یک سطر سخن مستدل ، علمی و مبنایی ، دم از اسلام شناسی می زند و بهائیت را به رسمیت می شناسد و ... چه جایی برای تأثیر و عرض اندام دارد ؟ البته بی شک دوستانی که داعیه شهیدشناسی داشته و با بردن نام کربلائیان خمینی دچار جیغ بنفش می شوند ذکات فکرت خویش را باید بر لحظه ای تأمل در این پرسش روشن قرار دهند که هم صدایی خواسته یا ناخواسته با رادیوهای سیا و انگلیس و ... در راستای آرمان کدام شهید قابل ارزیابی است ؟( منظور شهدای نهضت اسلامی است نه امثال آبراهام لینکلن و ...!!) تقابل با این هیئت ، امری غیر ضروری و مهمل است ؛ چه این که به تعبیر یکی از دوستان ، جماعت مذکور سبز هستند اما سبز مشقی ! به هر حال نوع خط دهی محتوایی این وبلاگ ، بسیار تأمل برانگیز است . حق این پرسش برای ما محفوظ است که براستی چرا از نام برخی چهره های اصلی جریان زر و زور و تزویرغفلت شده است ؟ و چندین سوال دیگر که پس از شناخت طرفین قابل طرح خواهد بود . بد نیست به این نشانی سری بزنید:http://www.shahrebabol.blogfa.com/ این لطیفه را یکی از شخصیت های سیاسی تعریف کرده که ترجیح می دهم نامی از ایشان نبرم : می گویند کروبی داشت جوشن کبیر می خواند . رسید به عبارت " یا سَنَدَ مَن لا سَنَدَ لَه " هنگ کرد و آن را هزار بار تکرار نمود !! نکته ای جالب درباره نماز بر منتظری
پس از تشییع جنازه منتظری ، نماز میت را آیت الله شبیری زنجانی بر پیکر ایشان اقامه نمود . حواشی مربوط به این مراسم که بیشتر توجهم را به خود جلب کرده بود را پیش از این شرح داده ام . صرف این نکته که حتی از منظر بیت منتظری نیز صانعی از جایگاه خاصی برخوردار نبود تا نماز را به او بسپارند برایم جالب بود و به عنوان طعنه به فتنه جویانی که دم از صانعی می زدند این مسأله را یاداور می شدم .اما . . . اخیرا از برخی دوستان شاغل در یکی از مراکز تبلیغی همسو با مخالفان دولت ، نکته ای بسیار ظریف و جالب شنیدم که در جای خود حائز اهمیت است . در بخش پایانی نماز میت عبارتی است حاکی از شهادت بر اعمال نیکوی مرحوم مورد نظر . " اللهم اِنّا لا نَعلَمُ منه الا خیرا " این عبارات به طور معمول در نمازهای مربوط به همه اموات خوانده می شود به خصوص برای علما و صالحان که گاه با کلمات مستحبی دیگری نیز همراه می گردد . به گواهی این دوستان در آن روز این عبارت از نماز میت حذف شده بود !!
خبرهای خوشی در راه است . . .!
طاغوتیان جهان و حامیان ستم پیشه منافقان جدید و خواص بی بصیرت و خودفروخته به یاد آورند که وهن به شخصیت عرفانی علمدار اسلام ناب محمدی (ص) در نوزده دی 1356 نقطه عطفی شد برای اتحاد امت و قیام یکپارچه ای که شاه خائن را به زباله دان تاریخ فرستاد . این بار نیز سردمداران فتنه جو و مزدوران لاابالی آنان با اراده طوفانی امت حزب الله و پیشمرگان ولایت ، نفس های آخر خود را در آخورهای پرلجن سلاطین غرب ، شماره خواهند نمود . چه کسی است نداند دروغگویانی که دفاع از امام و قانون اساسی و آرمان های باکری ها و خرازی ها و باکری ها ! را لقلقه کلام خویش ساخته بودند ، همنوا با ظالمان خون آشام کاخ سفید و حاکمان حیوان صفت اسرائیل و انگلیس و . . .و منافقان کوردل و سلطنت طلبان جیره خوار غرب و مطربان حرمسراهای شیوخ عرب ، هدفی جز به موزه فرستادن اندیشه های جهانی حضرت امام خمینی (ره) نداشته اند . آنان به خوبی می دانستند که قیام مردمی پیرجماران و مراد عاشقان پشتوانه ای جز مکتب عاشورای اباعبد الله علیه السلام نداشته است ؛ پس هتک حرمت عاشورا نیزبر ایشان مباح گردید!! غافل از آن که .... و چنین شد که نهم دی 88 مانند نوزده دی 56 در صفحات پرافتخار خروش ملت ، ماندگار شد . شکست اذناب طاغوت و وارثان اسلام بنی سفیان نزدیک شده است . خبرهای خوشی در راه است .. . . استقبال پرشکوه مردم قزوین از استاد ادبیات عرب علامه کروبی
خود کرده را تدبیر نیست !!
منتخب از جهان نیوز |
|